و این شب تو در کنار من برفی که میبارد تا پنهانمان کند از چشمان غیر برفی که کمکمک روی پنجرهها مینشیند همانطورِ دستهای من روی تن تو همانطور لبهای تو روی گردن من به بخاری این اتاق چهارچرخ کوچک فلزی نیازی نیست بدنها کافیاند برای این سرما… ذرههای نور از میان بافت نامنظم برف [...]
Archive pour la catégorie ‘قهوه و سیگار’
شب برفی زمستانی سعادتآباد
janvier 15, 2011
در جمع بگویم که دوستت دارم؟
janvier 11, 2011
بعد از ۵-۶ جلسه کلاس، کلاسی که به خاطر او رفته بودم صرفا، دربارهی مهارتهای گفتگو، چیزهای خوبی شنیده بودم. خیلی از آنها را میشناختم و میفهمیدم و توی تمرینها دیدم که خیلی از آنها را خود به خود به کار میبرم. خوشحال بودم که او اینقدر به این کلاس علاقه دارد و در نتیجه [...]
همه مثل تو نیستند
décembre 31, 2010
پیشنویس: تمامی انتقادات و خردههای دوستان را نشنیده قبول دارم، حتی فحشهایتان و عوض شدن رفتارتان را. فقط به شرط اینکه با آگاهی نسبت به تمام اتفاقات و اقلا گفتگوی دونفری راجع به آن موضوع همراه باشد. اگر سخت است نخوانید و خواهش میکنم که نخوانید. همه مثل تو نیستند. تنها چیزی که امیدوارم روزی [...]
یلدا ۸۹
décembre 21, 2010
حالیا مصلحت وقت در آن میبینم /که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم/ یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم/ تا حریفان دغا را به جهان کم بینم سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو /گر دهد [...]
زرد
novembre 21, 2010
دوستی گفته بود کنسرت برادرشه. دوستداشتم برم اما نمیخواستم تنهایی خوش بگذرونم و میخواستم اگر برنامهای میشه داشت با اون باشه. خودش پیشنهاد همان کنسرت را داد البته با همراهی کسی دیگر که هیچ روزی نتوانستم دوست حسابش کنم و ماهها بعد ثابت کرد که نه تنها دوست نبود، که من را رقیب خود میدانست-آن [...]
فقط اگه بفهمم کدوم حرومزادهای دورو ور من داره از عطر تو میزنه…
novembre 4, 2010
از کنارم گذشت هوا عطر ِ او من بوی ِ تنهایی گرفتم -علیرضا روشن(منهای تیتر!)
Atheism
octobre 28, 2010
تو از کسی حرف میزنی که من هیچوقت نشناختمش. از کسی کمک میخواهی و به کسی امید داری که من نمیفهممش. پس نخواه آرام شوم و امید پیدا کنم. که حتی اگر هم او وجود داشته باشد، همان است خالق تمام خیانتها و انسانهایی که صرفا نامشان انسانیست. پس ترجیح میدهم به چنین موجودی دل [...]
آخرش چی شد؟
septembre 21, 2010
هو العالم آموزش و پژوهش خلاق در علوم مادی و معنوی انسان و طبیعت و ماورای طبیعت با پیوند فلسفه و علم و عرفان و اخلاق و هنر و بر مدار عقل و وحی و احساس و اندیشه توحیدی به سوی حیات و تمدن آرمانی را دانشگاه اسلامی نامند. جهاد اکبر و جنگ نرم با [...]
31: تاریخ
septembre 19, 2010
از سال ۸۱ شروع شد. اولین وبلاگم رو میگم. شازده بودم و شازده نویسی میکردم. پرشینبلاگ. به دلیل رعایت نکردن مسائل امنیتی وبلاگ لو رفت و مجبور شدم دیگه ننویسم. بعد در سپنتامینو نوشتم که در یکی از پاکسازیهای بلاگفا از بین رفت. سپنتامینوی دیگری در بلاگ اسپات و همزمان نوشتن در سون ویو با [...]
24
mai 26, 2010
امروز عصر بعد مدتها سرحالی و سرخوشی، بدون هیچ دلیلی سقوط کردم. احساس بیمصرف بودن دارم. احساس به درد نخور بودن. ازون وقتایی که حاضرم بمیرم به شرط اینکه بتونم ببینم سر قبرم چند نفر میآن و البته ببینم ته ذهنشون چی میگن.